تبليغاتX
رنگین کمان عشق


رنگین کمان عشق

حمید بهدانی



o20odd3sk0fyxn07ocus.jpg 
نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390| ساعت 2:1| توسط حمید بهدانی| |

 

هر صبح و شام بهر خدا گریه می کنی۱
با یاد سید الشهدا گریه می کنی

داغ حسین در همه دلها نهفته است
با روضه های کرب و بلا گریه میکنی

اکبر به خُلق و خَلق شبیه پیمبر است
بر این شبیه بدر الدجی گریه می کنی۲

قاسم امانت حسن و یادگار او۳
بر این شهید پر ز بها گریه می کنی

عباس دست و فرق و دو چشمش شهید شد
بر پاره های مشک سقا گریه می کنی

خم گشت ناگهان کمر شاه عالمین
از داغ پهلوان وفا گریه می کنی۴

شش ماهه را تو شنیدی چه آمده۵
بر صبر مادر شهدا گریه میکنی

آخر امام حق است آن که سر جداست۶
از ننگ کوفیان و جفا گریه می کنی

یک دختر سه ساله یتیم است و پیش او۷
بردند هدیه ای که چرا گریه می کنی

خون گریه می کنی ۸چو ز زینب خبر رسد۹
با یاد غربت اسرا گریه می کنی

می خواهی انتقام بگیری ولی کمند
یاران و ما زیاد و شما گریه می کنی

هربار می رسد به سما بانگ العجل
یا آنکه "منتقم تو بیا" گریه می کنی

از شیعه های غافل و سرگرم کار خود!
از مدعین غرق ریا گریه می کنی

سیصد نفر هنوز نشد خالصانه یار؟؟!!۱۰
با شکوه ای که هست بجا گریه می کنی

 

نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390| ساعت 1:51| توسط حمید بهدانی| |

 

 

شبی ساکت و دلگیر ، خودم بودم و قلبی که به غم بسته به زنجیر ، و نزدیک اذان بود که پیچید به آفاق همه نغمه ی تکبیر ، نوشتن که هنگام اذان دست به دامان خدا باش ، و مشغول دعا باش ، که باز است به درگاه الهی در رحمت ، و آن لحظه بود لحظه شیرین اجابت ، شدم غرق عبادت ، دوچشمم همه اش اشک شد و روی لبانم همه سوگند ، که یا رب تو رهایم کن از این دم ، و گفتم به خدا بین دعایم ،

که دل تنگ اذان حرم کرببلایم ....

 

به گريه هاي بدون صدا دلم تنگ است
قسم به ندبة « آقا بيا» دلم تنگ است

ستاره مي چكد از خلوت شبانة من
به وسعت همة گريه ها دلم تنگ است

شكسته بال و پرم در هواي دلتنگي
قفس نشين شده ام بي تو تا دلم تنگ است

تو نيستي متعلق فقط به خوبان كه
شبي به خلوت من هم بيا دلم تنگ است

به حلقه هاي ضريح مجعد زلفت
گره زدم دل سرگشته را دلم تنگ است

چه مي شود كه شبي ميهمانتان باشم
براي خيمة سبز شما دلم تنگ است

شبيه عطر بهشت است عطر سردابت
براي خانه تان ، سا مرا دلم تنگ است

قسم به پرچم مشكي روضة ارباب


براي ديدن كرب و بلا دلم تنگ است.........

نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390| ساعت 1:50| توسط حمید بهدانی| |

كربلا............!
تصوير زير نمايي است از بين الحرمين كربلا..........آنجا كه بي وقفه مي خواني:
امروز دلم به شوروشينه ،ميون بين الحرمينه......گاهي دلم پيش ابالفضل، گاهي دلم پيش حسينه!

[تصویر: bein%20ol%20haramein.JPG]

 

حرم امام حسين(ع)
[تصویر: extract_image.php?image_id=949]

 

حرم امام حسین از میان بین الحرمین[تصویر: pkluex02iomld6cxdm1q.jpg]

 

عكس زير حرم باب الحوايج ،قمر بني هاشم حضرت عباس است....

[تصویر: --.jpg]

 

صحن حرم حضرت عباس از نظر من عجيب حال و هواي نجف رو داره...حرمش هم مثل حضرت عباس باصفاست!

[تصویر: 1_P_929.jpg]

حرم قمر بني هاشم از نماي بين الحرمين

[تصویر: farvardin1389_hazrat-abbas01.jpg]
ضريح شش گوشه...اينجا با همه جاي دنيا فرق داره...نقطه ايست آسماني...!
[تصویر: my_documents%5Cmy_Gallery%5CKARBALA11.jpg]

از كربلا گفتن نمي خواهد....نگفته دل غوغاست!!

نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390| ساعت 1:38| توسط حمید بهدانی| |

نجف اشرف...!
[تصویر: n00049367-b.jpg]
**************************************
[تصویر: 20118220105.jpg]
**************************************************************************
کاش ایوان نجف راهی شوم همراهتان کاش صحن مرتضی بوسم به نام و یادتان
کاش در بیت علی نیت کنم وقت نماز صبحدم قامت ببندم من بر آن احرامتان
کاش در نیمه شبی در آن حریم کبریا علقمه خوانم، بخوانم روضه بر اجدادتان
کاشکی صحن علی جارو کنم من یک شبی آل یاسین خوانم و هدیه کنم تقدیمتان
کاش چشم دل شود باز و ز الطاف شما من به ایوان طلا بینم نماز شامتان
کاش در آن لحظه بوسیدن خاک ضریح من همانجا باشم و بوسم غبار پایتان
کاشکی می شد ز خدام علی بودم همی هرسحر عرض سلامی من کنم از سویتان
کاش در ایوان نشینم با زیارتنامه ای چله یاسین بگیرم نیت تعجیلتان
کاش مولایم علی بهر فرج خواند دعا آمین گویم به تعجیل فرج همراهتان
کاش تعجیل فرج تنها دعای من شود من نماز شکر خوانم روز استقبالتان
کاش در بیت علی‌مهمان شوم من یک‌شبی معتکف گردم به درگاه خدا همراهتان
****************************
هر دل به سینه قبله گاهی دارد هر قبله برای خود خدایی دارد
اما ز درون کعبه می گفت خدا ایوان نجف عجب صفایی دارد
ایوان نجف عجب صفایی دارد حیدر بنگر چه بارگاهی دارد
در طوف حرم یوسف زهرا گوید ایوان نجف عجب صفایی دارد
نازد به خودش خدا که حیدر دارد دریای فضایلی منور دارد
مانند علی دگر نیاید والله صد بار اگر کعبه ترک بردارد
حرم مطهر امام علي (ع) در شهر نجف و كشور عراق است....
اين زيارتگاه مكان امني است كه هيچ دل عاشقي توان دل كندن از آن را ندارد...........!
نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390| ساعت 1:35| توسط حمید بهدانی| |

علی رغم تبلیغات سوئی که درباره شیعه می شود ؛ ما معتقدیم قرآنی که امروز در دست ما و

در دست همه مسلمانان است عین آن قرآنی است که بر پیامبر اکرم نازل شده و حتی یک

کلمه اضافه و کم نشده است .

در کتاب های متعددی که در تفسیر ؛ اصول فقه و غیر آن داریم ؛ این مساله را به وضوح

نوشته و با ادله عقلی و نقلی اثبات کرده ایم .

ما معتقدیم به اجماع علمای مسلمین اعم از شیعه و سنی چیزی بر قرآن افزوده نشده و

اکثریت قریب به اتفاق محققان طرفین میگویند : چیزی از آن هم کاسته نشده است .

افراد بسیار معدودی معتقد به کاسته شدن چیزی از قرآن هستندکه سخنان آنها در میان

دانشمندان معروف اسلام طرفداری ندارد.

کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب به وسیله یکی از محدثین شیعه به نام

حاجی نوری نوشته شده و در سال 1291 هجری قمری به چاپ رسید و به مجرد طبع ؛

از سوی بزرگان حوزه علمیه نجف اشرف مورد انکار قرار گرفت و دستور جمع آوری آن

صادر شد و کتاب های متعددی در رد آن نوشته شد :

از جمله بزرگانی که بر کتاب فصل الخطاب ردیه نوشته اند :

1- فقیه برجسته مرحوم شیخ محمود بن ابی القاسم ؛ معروف به معرب طهرانی

( متوفای سال 1313)  که کتاب دیگری به نام کشف الارتیاب فی عدم تحریف الکتاب نوشت .

2- مرحوم علامه سید محمد حسین شهرستانی ( متوفای 1315) کتاب دیگری به نام

حفظ الکتاب الشریف عن شبهة القول بالتحریف در رد کتاب فصل الخطاب

حاجی نوری نگاشت .

3- مرحوم علامه بلاغی ( متوفای 1352 ) از محققان حوزه علمیه نجف نیز در

اثر معروفش ؛ کتاب تفسیر آلاء الرحمان فصل قابل ملاحظه ای در رد کتاب

فصل الخطاب نگاشته است .

4- آیت الله مکارم شیرازی نیز در کتاب انوارالاصول بحث بسیار مبسوطی درباره

عدم تحریف قرآن مجید نگاشته و پاسخ دندان شکنی به شبهات فصل الخطاب نگاشته اند .

مرحوم حاجی نوری گرچه مرد عالمی بود ولی به گفته علامه بلاغی بر روایات ضعیف

تکیه میکرد و خودش نیز بعد از انتشار کتاب مذبور نادم و پشیمان شد و همه بزرگان

حوزه علمیه نجف اشرف این کار را از اشتباهات روشن او خواندند .

جالب این که بعد از انتشار کتاب فصل الخطاب حاجی نوری به قدری از هر طرف هجوم

به او شد که ناچارشد رساله ای در دفاع از خود بنویسد که منظور من عدم تحریف کتاب الله

بوده است و از تعبیرات من برداشت سوء شده است .

حال یک سوال

با این حال باز باید سخنان شیخ نوری را عقیده شیعه تلقی کرد ؟

حال عده ای از متعصبان وهابی این کتاب را بهانه کرده و اسرار دارند مساله تحریف قرآن

را به شیعه نسبت دهند در حالی که :

1-      اگر نگارش یک کتاب دلیل بر اعتقاد شیعه به این امر شود ؛ باید اعتقاد به تحریف

را به علمای اهل سنت نسبت بدهیم زیرا ( ابن الخطیب مصری ) نیز کتاب

الفرقان فی تحریف القرآن را نگاشته و اگر بیزاری علمای الازهر از کتاب مزبور

دلیل بر نفی محتوای آن باشد مخالفت علمای نجف اشرف از نوشته های فصل الخطاب

نیز دلیل بر این معناست .

2-      در تفسیر ( قرطبی ) و ( درالمنثور ) که هر دو از تفاسیر معروف اهل سنت است ؛

از عایشه همسر پیامبر نقل شده که می گوید : سوره احزاب 200 آیه بود که از

آن جز73 آیه باقی مانده است .

از آن بالاتردر صحیح بخاری و صحیح مسلم نیز روایاتی دیده می شود که

بوی تحریف می دهد .

ولی ما هرگز به خود اجازه نمی دهیم که قول به تحریف را به خاطر یک نویسنده یا

چند روایت ضعیف به اهل سنت نسبت دهیم ؛ آنها نیز نباید به خاطر یک نفر یا بعضی از

احادیث ضعیفی که عموم بزرگان شیعه از آن بیزارند به شیعه نسبت دهند .

3-      نوشته و روایات کتاب فصل الخطاب حاجی نوری عمدتا از سه راوی گفته شده که

یا فاسد المذهب یا دروغگو بوده اند یا مجهول الحال .

دلایل عقلی و نقلی بر عدم تحریف

ما معتقدیم دلایل عقلی و نقلی فراوانی دلالت بر عدم تحریف دارد ؛ زیرا از یک سو قرآن

می گوید : ما قرآن را نازل کردیم و حفظ آن را بر عهده داریم .

و در جای دیگر می فرماید : این کتابی است قطعا شکست ناپذیر ؛ هیچ گونه باطلی نه از

پیش رو نه از پشت سر به سراغ آن نمی آید ؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و حمید است .

آیا چنین کتابی که خداوند حفظ آن را بر عهده گرفته ؛ کسی می تواند دست تحریف

به سوی آن دراز کند .

از سوی دیگر قرآن کتاب متروک و فراموش شده ای نبود که کسی بتواند چیزی از آن بکاهد

یا چیزی بر آن بیفزاید .

کاتبان قرآن که تعداد آنها را از 14 نفر تا حدود 400 نفر نوشته اند ؛ به محض این که

آیه ای نازل می شد ثبت و ضبط می کردند .

صدها حافظ قرآن در عصر پیامبر بودند که به محض نزول آیات آن را حفظ می کردند .

قرائت قرآن در آن زمان مهمترین عبادت آنها محسوب می شد و شب و روز تلاوت

و قرائت می شد .

اضافه بر این قرآن قانون اساسی اسلام و آیین زندگی مسلمین بود و در تمام زندگی

آنها حضور داشت .

عقل و خرد می گوید چنین کتابی ممکن نیست مورد تحریف و کم و زیاد واقع شود .

روایات اسلامی که از امامان معصوم ( علیهم السلام ) به ما رسیده نیز بر اصالت و

تمامیت و عدم تحریف قرآن تاکید می کند .

امیرالمومنین علی ( علیه السلام ) در نهج البلاغه با صراحت می فرماید : خداوند قرآنی

نازل کرده که همه چیز را بیان می کند ؛ خداوند آن قدر به پیامبر عمر داد که همه

چیز را برای شما به وسیله قرآن کامل گرداند .

در بسیاری از خطبه های نهج البلاغه سخن از قرآن به میان آمده و در هیچ جا کمترین

اشاره ای به تحریف قرآن نشده بلکه کامل بودن قرآن را روشن می سازد .

در حدیثی که امام نهم محمد بن علی التقی ( علیه السلام ) خطاب به یکی از یارانش

پیرامون انحرف مردم از طریق حق سخن می گوید ؛ می خوانیم :

گروهی از مردم قرآن مجید را رها کردند ؛ به این صورت که عبارات قرآن را بر پا داشتند ؛

اما مفاهیم آن را تحریف نمودند .

این حدیث و مانند آن نشان میدهد که الفاظ قرآن دست نخورده باقی مانده و تحریف در معانی

آن واقع شده ؛ که گروهی مطابق میل نفسانی و منافع شخصی خود ؛ آیات آن را بر خلاف

واقع تفسیر یا توجیه نمودند .

از سوی دیگر در بسیاری از روایات معتبری که از امامان معصوم ( علیهم السلام ) به ما

رسیده می خوانیم :

برای پی بردن به درستی یا نادرستی روایات ؛ به خصوص هنگامی که تضادی در

میان روایات مشاهده می کنید ؛ آنها را بر قرآن عرضه بدارید آنچه موافق قرآن است

صحیح است ؛ به آن عمل کنید و آنچه مخالف قرآن است است رها سازید .

اضافه بر همه این ها حدیث معروف ثقلین که در کتب اهل سنت و شیعه به طور گسترده نقل

شده است که پیامبر اسلام می فرمایند : من در میان شما دو چیز گرانمایه به یادگار گذاشتم ؛

کتاب خدا و عترتم که اگر به آنها تمسک جویید هرگز گمراه نخواهید شد .

این حدیث پر معنا به خوبی نشان می دهد که قرآن مجید و در کنار آن عترت پیامبر پناهگاه

بسیار مطمئنی برای هدایت مردم تا دامنه قیامت است . اگر قرآن دستخوش تحریف شده بود

چگونه می توانست پناهگاهی مطمئن باشد و مردم را از هر گونه گمراهی رهایی بخشد .

آخرین سخن

آخرین سخن این که یکی از گناهان کبیره در پیشگاه خداوند ؛ متهم ساختن دیگرا�%8

نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390| ساعت 1:30| توسط حمید بهدانی| |

آیا میدونستین فاصله صفا و مروه دقیقا با فاصله حرم امام حسین (ع) و حضرت عباس یکی است ؟ این یک واقعیته و فاصله هر دو ۳۷۸ متر هست که تصاویرش با نرم افزار گوگل اِرث و فاصله بینشون گرفته شده رو میتونین ببینین

.

منبع:مبارز کلیپ

 

چه مسیریست که هم مقصد و مبدا دو حرم

خاک پاکش برترین تربت عالم

شده سیراب ز خون جگر گوشه ی خاتم

آن امامی که بود برترین خلق آدم

شده ذرات جهانی ز غمش غریق ماتم

و به درگاه کریمش همه مسکین جمله حاتم

خفته جسم بی سرش در حرم و خیل ملائک هر دم

درطواف و گریه اند تا محشر کبرای عالم

...این حسین

صاحب تخت ملک بین الحرمین؛

چهره گردانی و بینی آن طرف هم غیرت الله

او که تدریس وفا کرد به میدان بلا

او عموی عالم،رؤیای طفلان حرم، اوج عزّت

و ز تشبیه صفاتش به علی هم شده صحبت

آن ابَر مرد که از خشم نگاهش برده جرئت

ز دل دشمن و افکنده درونش لرز و حیرت

...این ابالفضل

به رجوع همه مسکین درین ملک دارد بذل

... .

نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390| ساعت 1:29| توسط حمید بهدانی| |

این دل اگر کم است بگو سر بیاورم
یا امر کن که یک دل دیگر بیاورم
   مولا خلاصه عرض کنم دوست دارمت
دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم

سلام بر سرزمین خاطره های من

سلام بر غریب ترین و دلگیرترین جای زمین، کرب بلا

و سلام بر تو بین الحرمین

خوشا به سعادتت 

فقط تو می دانی که کجای این عالم هستی را به امانت در تو ودیعه نهاده اند

از این امانت و یادگار ِ به جای مانده، خوشحال و سعادتمندی یا دلگیر و پریشان خاطر و دلتنگ؟

کربلا!

همیشه روز میلاد این دو برادر شاد بودم و با زمینیان و آسمانیان در این شادی شریک. اما این بار دلتنگم و دل و جانم هوای تو را دارد.

کربلا !

از تو تا نجف و صحن مطهر مولای مظلوم و غریبم راهی نیست. سلاممان را به مولایمان برسان و از قول ما نیز بهترین تبریک را به ایشان بگو.

بین الحرمین! یادت به خیر. کاش چنین شبی آنجا بودم

کاش می دیدم شوق و اشتیاق و شادی ات را در میلاد فرخنده ی این دو برادر

مردانی که اسوه های عشق و ایثار و احساسند و ادب

بین الحرمین ! باورت می شود چقدر دلتنگ دیدارت هستم؟

شمیم دلنوازت را به خوبی حس می کنم

نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390| ساعت 1:27| توسط حمید بهدانی| |

نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390| ساعت 1:24| توسط حمید بهدانی| |

در این پست شعری رو تقدیم می دارم که گفتگوی بین حضرت مسلم علیه السلام و زنی به نام طوعه است که حضرت در شهر کوفه به خانه او پناه آورده بود.

نکته مهم در این شعر این هست که شروع هر بیتی با آخرین کلمه از بیت قبلی هست و همچنین شروع هر مصرعی با آخرین کلمه مصرع ِ قبلی هست که این شعر رو در اوج زیبائی قرار داده ( کلمات رو با رنگ آبی نشان دادیم ) . امیدوارم مورد پسند شما واقع بشود .

==========================

گفتگوی حضرت مسلم با زنی به نام طوعه

==========================

 

ای طوعه منم گنجی، کافتاده به ویرانه *** ویرانه چرا شد تنگ، بر گوهر شاهانه

 

شاهانه مرا یک روز ،بُد منزل و کاشانه *** کاشانه شد از دستم، این خانه به آن خانه

 

این خانه به آن خانه، یا رب نشوی چون من *** چون من نشوی مادر، بی منزل و بی مسکن

 

مسکن دِه و مشکن دل، یکشب به تو مهمانم *** مهمانم و مستغنی، از آب و از نانم

 

نانم جگر خونین، آب اشگ ِ دو چشمانم *** چشمانم اگر خون ریخت، از هر سر مژگانم

 

از هر سر مژگانم، این آه و نوا آید *** آید چو حسین اینجا، او را چه بلا آید

 

آید چه زیان بر تو، یکشب ز وجود من *** من رو به کجا آرم، شهریست پر از دشمن

 

دشمن ز پیم الماس، در دست و به تن جوشن *** جوشن همه را در تن، تن ها همه در آهن

 

آهن دل و مومن عهد، بد گوهر و بد بنیاد *** بنیاد چنین شهری، یا رب تو بده بر باد

 

باد ار گذری مکه، بر ابن عمِ نامی *** نامی ز غریبان گو، با حالت ناکامی

 

کامی نشود حاصل، در کوفه به هنگامی *** گامی ننهی در پیش، کاینخانه بُوَد دامی

 

دامی که چو افتادی، جان و سر و تن دادی *** دادی سر و تن تنها، هفتاد و دو تن دادی

 

دادی چو کف ِ آبم، خشنودم از این احسان *** احسان چو کنی اکمال، پاداش دهد یزدان

 

یزدان چه گرامی داشت، مادر قدم مهمان *** مهمان به شبی مادر، منزل نکند ویران

 

ویران شوی ای کوفه، ویرانه نشین کوفی *** کوفیست که فرمودند ؛ الکوفی و لا یوفی

 

التماس دعا

نوشته شده در جمعه یکم مهر 1390| ساعت 1:22| توسط حمید بهدانی| |

براي دانلود در سايز معمولي روي تصوير زير كليك فرمائيد(1.3 مگابايت)

 

دانلود در سايز بزرگ و با كيفيت مطلوب جهت چاپ غير تجاري(6.8مگابايت)

جهت تعجيل در فرج منتقم فاطمه سلام الله عليها صلوات

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390| ساعت 5:19| توسط حمید بهدانی| |

http://www.aviny.com/occasion/ahlebeit/fatemeh/shahadat/88/Shear/Images/07.jpg


علیست کعبه و بیت گلین اوست مطاف            در این مطاف گلی فاطمه است گرم طواف

    طواف اول او از کنار حیدر بود                            شروعش از وسط حجره تا دم در بود

کسی که رکن وحرم خشتی از حیاتش بود             طواف دوم او بین دود و آتش بود

    طواف سوم او شعله بر جگر میزد                     نفس شمرده شمرده پشت در میزد

طواف چهارم او جان به کف نهادن بود               دم از علی زدن و پشت در فتادن بود

طواف پنجم او شد شهادت پسرش                  که گشت در بر مادر فدایی پدرش

ششم طواف چه گویم زضربه آن دست             به گوش مادر سادات گوشواره شکست

طواف هفتم دادند اجر مولا را                           در این طواف شکستند پهلوی زهرا را

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390| ساعت 23:11| توسط حمید بهدانی| |

http://www.aftablog.ir/uploads/1/14noor/94531.jpg
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390| ساعت 23:7| توسط حمید بهدانی| |

ايام فاطميه تسليت و تعزيت باد. سيدعلي افشاري

اللهم صل علي فاطمه و ابيها

 سرفصل کتاب آفرينش زهراست        روح ادب وکمال و بينش زهراست

روزي که گشايند در باغ بهشت         مسئول گزينش و پذيرش زهراست

 

       نخلي که شکسته ثمرش را نزنيد
مرغي که زمين خورده پرش را نزنيد
ديديد اگر که دست مردي بسته
ديگر در خانه همسرش را نزنيد
پيشاپيش شهادت ام الائمه حضرت صذيقه طاهره فاطمه زهراء سلام الله عليها
را به محضر حضرت وليعصر امام زمان (عج ) مقام عظماي ولايت
و عموم محبين اهل بيت عصمت و طهارت (ع) تسليت و تعزيت عرض مي نمايم
.


 

شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها را به بازديد کنندگان وبلاگ نواي دل تسليت مي گويم . سيدعلي افشاري 


 فاطميه آمد و غم هم گريست
انتهاي غم ، خدايا فاطمي است
فاطميه نقد بغض يا علي است
حيدر کرار هم خود فاطمي است
فاطميه قصه غصب فدک
روضه ي امشب ز کوي هاشمي است
فاطميه گريه هاي يک پسر
در ميان کوچه هاي هاشمي است
فاطميه زان زمان آغاز شد
که خدا فرياد کرد مولا ، علي است
فاطميه يک حديث ماندگار
شرح و تفسيري ، بر حق علي است
فاطميه آتش و هيزم ز کين
پشت در جز يک گل پژمرده نيست
فاطميه چادري خاکي شده
در ميان سينه شان ، نه! قلب نيست
فاطميه گريه هاي زينب است
دستها مغروق يارب يارب است
فاطميه يک علي ، يک يا علي
درس آب و کربلا بر زينب است
فاطميه برزخي مستور بود
معرفت از آدمي ، بس دور بود
فاطميه شد سکوت آخرين
بر علي اين بغض يک دستور بود . . .


 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390| ساعت 23:4| توسط حمید بهدانی| |

http://ali-mola.persiangig.com/image/wallpaper/ya%20zahra.jpg
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390| ساعت 22:58| توسط حمید بهدانی| |

http://masoum.persiangig.com/image/26.jpg

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390| ساعت 22:52| توسط حمید بهدانی| |

نوشته شده در جمعه نهم اردیبهشت 1390| ساعت 2:23| توسط حمید بهدانی| |

http://mehrvista.com/image/2005/02/117922_orig.jpg

من که غیر از تو کسی یاری ندارم یا حسین

برتـو وبر لطــف تــو امـیدوارم یا حســـین

هرکجا وصف گل است از خار هم آید سخن

تو گـل زهـرا ومن، پای تو خارم یا حسین

دردم جـان دادنـم ای جـان زهـرا! برسـرم

یک قدم بگذار، من چشم انتظارم یا حسین

افتـخارم بس که عـمری سـاکن کوی توام

از تو باشد نی زمن،این افتخارم یا حسین

نوشته شده در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390| ساعت 4:22| توسط حمید بهدانی| |

http://up.shadfa.com/images/ysg8tn6t35qqzxoow0tp.jpg

مرجع:www.roshd.org

نوشته شده در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390| ساعت 4:20| توسط حمید بهدانی| |

 

 


آمدنت آقا جان دارد دیر میشود         عاشق منتظر تو دارد پیر میشود

مهدی جان بیا که جهانی تاریک چشم به راه روشنایی تو است 

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم فروردین 1390| ساعت 18:10| توسط حمید بهدانی||

انواع علایم ظهور

علائم ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ به سه دسته تقسیم می شوند:

دسته اول: علائمی كه مخصوص به خود آن حضرت هستند. كه هر وقت، بر خود حضرت ظاهر شوند حضرت متوجه قیام خود شده و ظهور می فرمایند، مثل بیرون آمدن شمشیر حضرت از غلاف باز شدن پرچم و علائم دیگر.

دسته دوم: ق


دسته سوم: علائم غیر حتمی، هستند كه نشان از نزدیكی ظهور حضرت بوده و رخ دادن آنها حتمی نیست یعنی این احتمال وجود دارد كه ظهور بدون این علائم تحقق یابد و در روایات و احادیث معصومین(علیهم السلام) به آنها اشاره شده است

علائم حتمی ظهور

علائم حتمی، علائمی هستند كه پیش از ظهور حتما اتفاق خواهند افتاد. با ظهور این علائم، مردم متوجه نزدیك شدن، و به پایان رسیدن شب سیه و ظلمانی می شوند و پس از آن حضرت ظهور می فرمایند و جهان را با عدالت و حكومت خود، از ظلمها و بدیها می رهانند.
در اینجا به تبیین برخی از علائم حتمی ظهور می پردازیم :


1.دجّال:

دجال شخصی است كه در برخی روایات توصیفاتی برای او ذكر شده است مانند دجال مردی چاق،‌سرخ ‌رو، موی سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوری است كه بر روی آب قرار دارد

محل خروج دجال است كه در روایات مكآنهای مختلفی برایش نقل شده است از جمله اصفهان، خراسان، سجستان و همچنین سرنوشت دجال كه عاقبت به دست چه كسی به هلاكت می‌رسد كه در این باره روایات دو دیدگاه را مطرح می‌كنند بعضی قائلند كه به دست حضرت عیسی و بعضی به دست حضرت مهدی (عج) جهت اختصار ما در پی ذكر روایات نیستیم.


2. سفیانی:

در خصوص سفیانی دو دسته روایت داریم:
دسته اول اینكه: پیش از ظهور حضرت حجت (عج) مردی از نسل ابوسفیان خروج می كند كه مردی است ظاهرالصلاح و به ذكر خدا مشغول ولی پلید و فریبكار است و دولت عباسی را برای همیشه منقرض می كند و شیعیان زیادی را به قتل می رساند و از ظهور آن حضرت اطلاع می یابد لشگری برای كشتن آن حضرت می فرستد كه در بیابان بین مكه و مدینه در زمین فرو می روند.
دسته دوم: اینكه سفیانی جنبه توصیفی داشته باشد نه شخصی یعنی در مقابل هر مرد انقلابی و مصلح راستین یك (یا چند) سفیانی قد علم خواهند كرد.

3-سید حسنی

بر اساس احادیث و روایات، خروج سید حسنی، ‌از نشانه‌های ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ است.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: سید حسنی جوانی خوش سیماست كه از سرزمین دیلم و قزوین برای نصرت و یاری آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ قیام می‌نماید و با بانگی رسا و بیانی شیوا فریاد بر می‌آورد كه به یاری آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ برسید و از شما طلب یاری می‌كند. مردان از طالقان كه شوق شدید به جهاد دارند به او پاسخ مثبت می‌دهند

سید حسنی، پس از دوران طولانی، زمام امور مناطقی را به دست می‌گیرد و اندكی پیش از ظهور به سوی عراق وكوفه می‌رود و از دیلم و قزوین تا كوفه زمین را از لوث وجود ظالمان پاك می‌كند و سرانجام كوفه را محل اقامت خویش قرار می‌دهد؛ مدتی در كوفه اقامت می‌نمایند و سپس «خبر ظهور مهدی (عج) به ایشان می‌رسد، سید با یارانش به محضر حضرت مشرف می‌شوند و از آن حضرت مطالبه دلایل امامت و موارث انبیاء را می‌نماید.

4-قیام سید خراسانی

قیام سید خراسانی یكی از علائم و نشانه های ظهور مهدی موعود (عج) معرفی شده است و روایات زیادی در این زمینه نظیر روایت ذیل وجود دارد «خروج خراسانی،‌سفیانی و یمانی در یك سال و یك ماه و یك روز است.» و در برخی از روایات خراسانی و سفیانی به دو اسب مسابقه تشبیه شده اند كه خراسانی از مشرق و سفیانی از مغرب به طرف كوفه در حركت اند در مجموع از روایات چنین استفاده می شود كه قیام سید خراسانی از مشرق زمین آغاز و به سوی عراق به پیش می رود

در مورد صفات جسمانی سید خراسانی نیز برداشتهای متفاوت و گوناگون وجود دارد مثلاً از كلمه «فتی» كه در روایات مربوط به سید خراسانی یا حسنی ذكر شده است بعضی جوانی سنی را فهمیده و در نتیجه می گویند سید خراسانی هنگام قیامش، جوان است در حالی كه برخی دیگر جوان مردی را معنی مناسب برای آن می دانند و می گویند جوان مردی یكی از ویژگی های سید خراسانی است نه اینكه سید خراسانی هنگام قیام در سنین جوانی قرار داشته باشدیكی دیگر از صفات جسمانی سید خراسانی داشتن خال بر گونه و یا دست راست است و در تفسیر آن نیز احتمالات مختلف وجود دارد كه آیا به معنی خال معروف است و یا اینكه از ماده خلل و به معنی آسیب دیدگی و نقص است.

علائم غیر حتمی

علایم غیرحتمی، با ظهور ارتباط استلزامی ندارند، زیرا ممكن است برخی از آنها اصلا واقع نشود ولی ظهور تحقق یابد. و احتمال دارد برخی از نشانه‌ها حادث شود ولی ظهور توأم و همزمان با آنها شكل نگیرد و بدین بیان كه: این نشانه‌ها، بیانگر ظرف تحقق ظهور باشند، مانند اینكه گفته شود: نامه رسان هنگامی می‌آید كه هوا صاف باشد. منظور این است كه نامه رسان در زمان نامساعد بودن هوا نخواهد آمد، نه این كه هر وقت هوا صاف بود او می‌آید. در باب علایم ظهور نیز مراد این است كه حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ در غیر این اوضاع ظهور نخواهد فرمود، نه این كه هر وقت این اوضاع پدیدار شد،‌ حضرتش باید ظهور كند. از مباحث یاد شده بر می‌آید كه فساد و... شرط ظهور نبوده بلكه نشانه‌های ظهور هستند.

از جمله علائم غیر حتمی ظهور، گسترش و فراگیر شدن فساد می باشد.
- یكی دیگر از علائمی كه در روایات به آن اشاره و تاكید شده است، تعطیلی امر به معروف و نهی از منكر در جهان و خصوصاً در بین مسلمین می باشد

- علامت دیگر كه به عنوان علامت آخر الزمان در روایات وارد شده است، ترویج ربا خواری می باشد.

- علامت دیگر، قطع رحم می باشد. در حدیث شریفی از پیامبر وارد شده است كه «در آخر الزمان قطع رحم شایع گردیده و مردم به خاطر طعام دادن بر هم منّت گذارند، آنگاه كه بزرگترها بر كوچكترها محبت نكنند و حیای كوچكترها بسیار كم شود.»


- یكی دیگر از علائم این است كه پدران فرائض مذهبی و دینی را به فرزندان خود یاد ندهند و به فكر یادگیری فرائض الهی و مسائل دینی از ناحیه فرزندان خود نباشند. و در روایت آمده است كه پدران به این قانع هستند كه فرزندان آنها متاع ناچیزی از دنیا بدست آورند.
- و در روایتی امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ به یكی از یاران خود نشانه های ظهور را چنین برمی شمرد:


1. هرگاه دیدی كه حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند.

2. و دیدی كه: ظلم و ستم فراگیر شده است.

3. و دیدی كه: قرآن فرسوده و بدعت‌هائی از روی هوا و هوس،در مفاهیم آن آمده است.

4. و دیدی كه: دین خدا (عملاً) توخالی شده، همانند ظرفی كه آن را واژگون سازند. 5

. و دیدی كه: طرف‌داران و اهل باطل بر اهل حق پیشی گرفته‌اند.

6. و دیدی كه: كارهای بد آشكار شده و از آن نهی نمی‌شود و بدكاران بازخواست نمی‌شوند.

7. و دیدی كه: مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند.

8. و دیدی كه: افراد (به ظاهر) با ایمان سكوت كرده و سخنشان را نمی‌پذیرند.

9. و دیدی كه: شخص بدكار دروغ گوید: و كسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمی‌كند.

10. و دیدی كه: بچه‌ها، به بزرگان احترام نمی‌گذارند.

11. و دیدی كه: قطع پیوند خویشاوندی شود. 12. و دیدی كه:‌ بدكار را ستایش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد. 13. و دیدی كه: نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان می‌كنند. 14. و دیدی كه: زنان با زنان ازدواج كنند. 15. و دیدی كه: انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف می‌كنند و كسی مانع نمی‌شود. 16. و دیدی كه: افراد با دیدن كار و تلاش نامناسب مؤمنین، به خدا پناه می‌برند. 17. و دیدی كه: مدّاحی دروغین از اشخاص، زیاد شود. 18. و دیدی كه: همسایه همسایه خود را اذیت می‌كند و از آن جلوگیری نمی‌شود. 19. و دیدی كه: كافر به خاطر سختی مؤمن، شاد است. 20. و دیدی كه: شراب را آشكار می‌آشامند و برای نوشیدن آن كنار هم می‌نشینند و از خداوند متعال نمی‌ترسند. 21. و دیدی كه: كسی كه امر به معروف می‌كند خوار و ذلیل است. 22. و دیدی كه: آدم بدكار در آنچه آن را خداوند دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است. 23. و دیدی كه: اهل قرآن و دوستان آنها خوارند. 24. و دیدی كه: راه نیك بسته و راه بد باز است. 25. و دیدی كه: خانه كعبه تعطیل شده و به تعطیلی آن دستور داده می‌شود. 26. و دیدی كه: انسان به زبان می‌گوید ولی عمل نمی‌كند. 27. و دیدی كه: مؤمن، خوار و ذلیل شمرده می‌شود. 28. و دیدی كه: بدعت و زنا آشكار شود. 29. و دیدی كه: مردم به شهادت و گواهی ناحق اعتماد كنند. 30. و دیدی كه: حلال، حرام شود و حرام، حلال گردد. 31. و دیدی كه: دین براساس میل اشخاص معنی شود و كتاب خدا و احكام آن تعطیل گردد. 32. و دیدی كه: جرأت بر گناه آشكار شود و دیگر كسی برای انجام آن منتظر تاریكی شب نگردد. 33. و دیدی كه: مؤمن نتواند نهی از منكر كند مگر در قلبش. 34. و دیدی كه: ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد. 35. و دیدی كه: سردمداران به كافران نزدیك شوند و از نیكوكاران دور شوند. 36. و دیدی كه: والیان در قضاوت رشوه بگیرند. 37. و دیدی كه: پست‌های مهمّ والیان براساس مزایده است نه بر اساس شایستگی. 38. و دیدی كه: مردم را از روی تهمت و یا سوءظن بشكند. 39. و دیدی كه: مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد. 40. و دیدی كه: زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهایی كه مورد خشنودی شوهر نیست انجام می‌دهد و به شوهرش خرجی می‌دهد. 41. و دیدی كه: سوگندهای دروغ به خدا بسیار گردد. 42. و دیدی كه: مشروبات الكلی بطور آشكار بدون مانع خرید و فروش می‌شود. 43. و دیدی كه: آشكار قماربازی شود. 44. و دیدی كه: مردم محترم توسط كسی كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند. 45. و دیدی كه: نزدیك‌ترین مردم به فرمانداران، آنانی هستند كه به ناسزاگویی به ما خانواده عصمت ـ علیهم‌السّلام ـ ستایش شوند. 46. و دیدی كه: هركس ما را دوست دارد او را دروغ‌گو خوانده و گواهی‌اش را قبول نمی‌كنند. 47. و دیدی كه: در گفتن سخن باطل و دروغ بر همدیگر رقابت كنند. 48. و دیدی كه: شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولی شنیدن باطل برایشان آسان است. 49. و دیدی كه: همسایه از ترس زبان به همسایه احترام می‌كند.

50. و دیدی كه: حدود الهی تعطیل شود و طبق هوا و هوس عمل شود. 51. و دیدی كه: مسجدها طلاكاری (زینت داده) شود. 52. و دیدی كه: راستگوترین مردم نزد آنها مفتریان درغگو است. 53. و دیدی كه: بدكاری آشكار شده و برای سخن‌چینی كوشش می‌شود. 54. و دیدی كه: ستم و تجاوز شایع شده است. 55. و دیدی كه: غیبت، سخن خوش آنها شود و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت كنند. 56. و دیدی كه: صبح و جهاد برای خدا نیست. 57. و دیدی كه: سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند. 58. و دیدی كه: خرابی بیشتر از آبادی است. 59. و دیدی كه: معاش انسان از كم‌فروشی به دست می‌آید. 60. و دیدی كه: خون‌ریزی آسان گردد. 61. و دیدی كه: مرد به خاطر دنیایش ریاست می‌كند. 62. و دیدی كه: نماز را سبك شمارند. 63. و دیدی كه: انسان ثروت زیادی جمع كرده، ولی از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است. 64. و دیدی كه: قبر مرده‌ها را بشكافند و آنها را اذیت كنند.65. و دیدی كه: هرج و مرج بسیار است. 66. و دیدی كه: مرد روز خود را با مستی به شب می‌رساند، و شب خود را نیز به همین منوال به صبح برساند و هیچ اهمیّتی به برنامه مردم ندهد. 67. و دیدی كه با حیوانات آمیزش می‌شود. 68. و دیدی كه مردم به مسجد (محل نماز) می‌رود وقتی برمی‌گردد لباس در بدن ندارد، (لباس را دزدیده‌اند). 69. و دیدی كه: حیوانات همدیگر را بدرند. 70. و دیدی كه: دل‌های مردم سخت و دیدگان‌شان خشك و یاد خدا برایشان گران است. 71. و دیدی كه: بر سر كسب‌های حرام آشكار را رقابت كنند. 72. و دیدی كه: نمازخوان برای خودنمایی نماز می‌خواند. 73. و دیدی كه: فقیه برای دین خدا فقیه نمی‌آموزد و طالب حرام ستایش و احترام می‌گردد. 74. و دیدی كه: مردم در اطراف قدرتمندانند. 75. و دیدی كه: طالب حلال، مذمت و سرزنش می‌شود و طالب حرام، ستایش و احترام می‌گردد. 76. و دیدی كه: در مكه و مدینه كارهایی می‌كنند كه خدا دوست ندارد و كسی از آن جلوگیری نمی‌كنند و هیچ‌كس بین آنها و كارهای بدشان مانع نمی‌شود. 77. و دیدی كه:‌ آلات موسیقی و لهو در مدینه و مكه آشكار گردد. 78. و دیدی كه مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منكر كند، ولی دیگران او را از این كار برحذر می‌دارند. 79. و دیدی كه: مردم به همدیگر نگاه می‌كنند، و از مردم بدكار پیروی نمایند. 80. و دیدی كه: راه نیك خالی و راه رونده ندارند. 81. و دیدی كه: مرده را مسخره كنند و كسی برای او اندهگین نشود. 82. و دیدی كه: سال به سال بدعت و بدی‌ها بیشتر شود. 83. و دیدی كه: مردم و جمیعت‌ها جز از سرمایه‌داران پیروی نكنند. 84. و دیدی كه: به فقیر چیزی را دهند كه برایش بخندند، ولی در راه غیر خدا ترحّم است. 85. و دیدی كه: علائم آسمانی آشكار شود و كسی از آن نگران نشود. 86. و دیدی كه: مردم مانند حیوانات در انظار یكدیگر عمل جنسی به جای می‌آورند و كسی از ترس مردم از آنها جلوگیری نمی‌كند. 87. و دیدی كه: انسان در راه غیر خدا بسیار خرج كند، ولی در راه خدا از اندك هم مضایقه دارد. 88. و دیدی كه: حقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترام برای آنها قایل نیستند بلكه نزد فرزند از همه بدترند. 89. و دیدی كه: زنها بر مسند حكومت بنشینند و هیچ كاری جز خواسته آنها پیش نرود. 90. و دیدی كه: پسر به پدر نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرین كند و از مرگ‌شان شاد گردد. 91. و دیدی كه: اگر روزی بر مردی بگذرد، ولی او در آن گناه بزرگی مانند بدكاری، كم‌فروشی و زشتی انجام نداده ناراحت است. 92. و دیدی كه: قدرتمندان غذای عموم مردم را احتكار كنند. 93. و دیدی كه: اموال حق خویشان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ (خمس) در راه باطل تقسیم گردد و با آن قماربازی و شراب‌خواری شود. 94. و دیدی كه: به وسیله شراب بیمار را مداوا و برای بهبودی آن تجویز كنند. 95. و دیدی كه: در امر به معروف و نهی از منكر و ترك دین بی‌تفاوت و یك‌سانند. 96. و دیدی كه: سر و صدای منافقان برپا، امّا صدای حق‌طلبان خاموش است. 97. و دیدی كه: برای اذان نماز مزد می‌گیرند. 98. و دیدی كه: مسجدها پر است از كسانی كه از خدا نترسند و غیبت هم نمایند. 99. و دیدی كه: خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند.

100. و دیدی كه:‌ قاضیان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.

101. و دیدی كه: استان‌داران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند.

102. و دیدی كه: فرمان‌روایان، میراث مستضعفان را در اختیار بدكاران از خدا بی‌خبر قرار دهند.

103. و دیدی كه: بر روی منبرها از پرهیزكاری سخن می‌گویند، ولی گویندگان آن پرهیزكار نیستند.

104. و دیدی كه: صدقه را با وساطت دیگران، بدون رضای خداوند و به خاطر درخواست مردم بدهند.

105. و دیدی كه: وقت (اول) نمازها را سبك بشمارند.

106. و دیدی كه: هم و هدف مردم شكم و شهوت‌شان است. 107. و دیدی كه: دنیا به آنها روی كرده است.

108. و دیدی كه: نشانه‌های برجسته حق ویران شده است؛

در این وقت خود را حفظ كن و از خداوند بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد

مكان ظهور

طبق روایات متواتر از طریق شیعه و سنى، كه قیام شكوه مند آن مصلح جهانى از سرزمین و از مسجد الحرام، كنار كعبه ى معظمه، آغاز خواهد شد و تعداد سیصد و سیزده تَن از اصحاب او كه فرماندهان لشكرى و كشورى آن حضرت هستند، در میان ركن و مقام، با آن حضرت بیعت مى كنند. آن گاه، تعداد دَه هزار نفر تكمیل مى شود و وجود مقدّس حضرت بقیه الله (عج) با سپاه دَه هزار نفرى، از مكّه حركت مى كنند و به اصلاح جهان مى پردازند

مفضّل از حضرت صادق(علیه السلام) مى پرسد: «اى آقاى من! حضرت مهدى (عج) از كجا و چه گونه ظهور مى كند؟». حضرت فرمودند: «اى مفضل! او به تنهایى ظهور مى كند و به تنهایى كنار كعبه مى آید و به تنهایى شب را در آن جا مى گذراند.».
در روایت دیگرى مى فرماید: «چون مهدى به در آید، به مسجدالحرام رود. رو به كعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد. دو ركعت نماز گزارد. آن گاه فریاد برآورد: «اى مردمان! منم یادگار امام و یادگار نوح و یادگار ابراهیم و یادگار اسماعیل. منم یادگار موسى و عیسى و محمد... منم صاحب قرآن و زنده كننده ى سنّت..

منبع:اندیشه قم

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم فروردین 1390| ساعت 17:59| توسط حمید بهدانی| |

 

روضه علی اصغر(ع):

http://www.mazlomane.com/maddahi/mosibat/hadadian-aliasghar.wma

روضه علی اکبر(ع):

http://www.mazlomane.com/maddahi/mosibat/hadadian-aliakbar.wma

روضه قاسم(ع):

http://www.mazlomane.com/maddahi/mosibat/hadadian-ghasem.wma

روضه طفلان زینب(س):

http://www.mazlomane.com/maddahi/mosibat/hadadian-teflan-zeinab.wma

نوشته شده در شنبه شانزدهم بهمن 1389| ساعت 4:47| توسط حمید بهدانی| |

اینم یک نوحه ی واقعا زیبا.از دستش ندین.

این نوحه را میتونین از لینک پایین دانلود کنین:

چرابرادر :

http://www.mazlomane.com/maddahi/sineh/Banifatemeh-Mazlomane.com%20(10).mp3

روضه علی اصغر(ع):

http://www.mazlomane.com/maddahi/mosibat/banifateme-aliasghar.wma

من یه کبوتر بچه ام:

http://www.mazlomane.com/maddahi/mosibat/banifateme-roghayeh.wma

نوشته شده در شنبه شانزدهم بهمن 1389| ساعت 4:22| توسط حمید بهدانی| |

http://www.bachehayeghalam.com/media/sound/karimi017.wma

عاشق این نوحه حاج محمود کریمی ام.هرچقدر گوش میدم سیر نمیشم.پیشنهاد میدم شما هم این نوحه رو حداقل 1بار گوش بدین.

میتونین از لینک مستقیم بالانوحه رو دانلود کنین.

دل خون تر از ابر و طوفان، غمگین تر از باد و باران، مانده به راه برادر، تنهاترین چشم گریان، من زینبم زینبم من، من زینبم زینبم من، از غصه جان بر لبم من،از غصه جان بر لبم من ... آهش كه در سینه مانده، جانش كه بر لب رسیده، نقش دلش شد عزای یك بانوی قد خمیده، رفتی ندیدی كه زینب، در كوچه ها در به در شد، در موج نامحرمان بود، با قاتلت همسفر شد، من زینبم زینبم من، از غصه جان بر لبم من ... یادم نرفته نوایت، دل از من و نیزه ها برد، افتاده در پیش طفلت، سنگی كه كنج لبت خورد، آه ای سفر كرده بازا، بازا و بنگر دوباره، این مرگ تدریجی من، جان دادن بی شماره، یادم نرفته كه عباس، در اضطرابم نیامد، من ماندم و ناقه غم، امــــــا ركابم نیامد... (التماس دعا)

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن 1389| ساعت 4:6| توسط حمید بهدانی| |

((السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.))

یا حسین (ع) آقا جان منم یه نوکر بی سر وپایی که حتی بلد نیست که چه جوری باید نوکری کنه حتی نمی دونه که اربابش با همه ی اربابا فرق می کنه.


 

آره منم یه بنده خارو روسیاه خدا که بجزء خدا و اهل بیت هیچ کسی رو نداره.


 

آقا جان احساس می کنم ازت دور شدم.خیلی وقته. یادش بخیر بچگی ها تا اسمت می اومد اشکم جاری می شد. یادته یه شب تو خواب مهمونم کردی کربلا.خیلی حال داد.تو نوجونی همه در و دیوارو از نوشته هات و عکساتو اسمات پر کرده بودم هر می دید می گفت دیونه ای اما الان که کمتر می آم سمتت می فهمم اون موقع عاقل بودم و الان دیونه شدم.کاش دوباره بشم مثه اون وقتا.


 

همش تقصیر این زمونست و دنیا.هر چی بزرگتر میشیم ما رو در گیر خودش می کنه اون موقع نمی دونستیم نون چیه و زندگی چیه اما حالا با این همه مشکلات ما رو درگیر خودش کرده طوری که اول از خدا بعدم از شما غافل شدیم.ولی هر چند ما غافل بودیم خدا و شما از ما غافل نبودید وهوامون داشتید.کاش الان یه پرنده بودم و پر می زدم تو حرمت یا حسین کربلاییم کن اگه قابل می دونی.


 

در نهان خانه ی دل حک کردم         که حسین هست به دل پادشهم


 

گر چو روزی به دلم پای نــــهی          می بری از دل من رنــج وغـــــمم


 


 

از همه ی دوستان در همه حال به خصوص در ایام محرم وصفر التماس دعا دارم.


مرجع:http://nahankhane.parsiblog.com

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389| ساعت 21:5| توسط حمید بهدانی| |

اولين رجعت كننده:

نخستين كسي كه در جريان رجعت به دنيا باز مي‌گردد، امام حسين(ع) است با 75هزار تن. امام صادق(ع) فرمود: «اولين كسي كه به دنيا باز مي‌گردد، امام حسين(ع) و اصحاب باوفاي ايشان‌اند.آنگاه يزيد و يارانش نيز برمي‌گردند. امام حسين(ع) همه‌ي آنها را مي‌كشد، دقيقا براي هر ضربتي يك ضربت مي‌زند».

امام صادق(ع) در تفسير آيه (يوم ترجف‌الرّاجفهُ، تتبعها‌الرّادفه) فرمود:

منظور از راجفه« امام حسين(ع) » و منظور از رادفه «حضرت علي(ع) »است. 

اولين سپاه حضرت:

طبق روايات، نخستين سپاهي كه حضرت مهدي(عج) تشكيل مي‌دهد، لشگري است كه به سوي تركها گسيل داشته و آنها را شكست مي‌دهد.

حسين ومهدي(ع):

اين دو امام بزرگوار، ارتباط بسيار نزديكي باهم دارند كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:

مهدي(ع)، فرزند حسين(ع) و خونخواه اوست. نخستين كلامش، ياد حسين(ع) است. شعار او، فرياد خونخواهي حسين(ع) است.

در القاب"ثارالله" "وترالموتور" و "طريدالشريد" هردو شريكند.با فضيلت ترين اعمال شب ولادت حضرت مهدي(ع)، زيارت امام حسين(ع) است. امام حسين(ع) از مكه به كوفه رفت و حضرت مهدي(ع) نيز از مكه به كوفه خواهد رفت و مقرّ حكومت خود را در كوفه قرار خواهد داد.

فرشته‌هايي كه به ياري امام حسين(ع) آمدند، از ياوران حضرت مهدي(ع) هستند و امام حسين(ع) درعصر ظهور حضرت مهدي(ع) نخستين كسي است كه رجعت مي‌كند.

هر دو امام در هدف مشتركند. امام باقر(ع) مي‌فرمايد: " هنگامي كه قائم قيام كند، هر آينه باطل از بين مي‌رود" و هدف امام حسين(ع) نيز در زيارت اربعين آمده است: "خون خود را تقديم تو كرد، تا انسان‌ها را از ناداني و گمراهي رهايي بخشد".

زمانه آن دو در انحراف فكري، فساد اجتماعي، رواج بي ديني و بدعت در سطح جهاني مشابه يكديگر است. ياران هردو، از معرفت، محبت و اطاعت نسبت به امام خود برخوردارند. هردو سازش ناپذيرند. امام حسين(ع) در ردّ درخواست يزيد با بيعت، با قاطعيت مي‌گويد: « مثلي لا يبايع مثله». حضرت مهدي(ع) نيز با هيچكس سر سازش ندارد. امام باقر و صادق(ع) مي‌فرمايند: "ليس شانه الّاالسيف؛ او فقط شمشير را مي‌شناسد و "يقتل‌ اعداء‌الله حتي يرضي‌الله؛ دشمنان خدا را مي‌كشد تا خدا راضي گردد. نسبت به شهادت امام حسين(ع) و غيبت ظهور حضرت مهدي(ع) پيشگويي شده است. زيارت ناحيه مقدسه، سوگنامه امام زمان(ع) در رثاي حسين(ع) است.

و اما داستاني از حواله كردن حضرت، شيعيان را به امام حسين(ع)؛

" سرور" كه از كودكي گنگ بود و قدرت سخن گفتن نداشت، سيزده يا چهارده ساله بود كه پدرش دست او را گرفت و نزد سومين سفير خاص، جناب حسين‌بن‌روح آورد و از او درخواست كرد كه ازحضرت مهدي(ع) تقاضا كند كه خود آن گرامي، شفاي زبان او را از خدا بخواهد. جناب حسين‌بن‌روح پس از اندكي به آنان گفت: حضرت مهدي(ع) به شما دستور داده است كه به مرقد مطهر امام حسين(ع) برويد.

آن جوان گنگ را پدرش به همراه عمويش به كربلا آوردند و پس از زيارت مرقد منوّر پيشواي شهيدان، پدر و عمويش او را به‌نام صدا كردند و گفتند: "سرور"! كه به ناگاه با زباني فصيح و گشاده گفت:"لبيك!"

پدرش گفت:‌پسرم سخن گفتي؟

سرور گفت:‌آري پدرجان!

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389| ساعت 5:12| توسط حمید بهدانی| |

4- زيارت امام زمان بعد از نماز صبح:

زيارتي است كه هر روز پس از نماز صبح خوانده مي‌شود. در اين زيارت از خدا طلب صلوات بر حضرت از سوي جميع مومنين مي‌نمايد و همچنين تجديد بيعت با حضرت و دعا براي خود كه از ياران حضرت و اطرافيان و نگهبانان و شهيدان در ركاب حضرت باشيم.

5- دعا در زمان غيبت:

دعايي است كه در زمان غيبت خوانده مي‌شود و به گفته‌ي شهيد و ابن مشهدي از ناحيه خود حضرت وارد شده و اين دعا بعد از اعمال سرداب نيز خوانده مي‌شود. در اين دعا ابتدا شكايت به خداوند از زمان غيبت آمده و پس از صلوات، دعا براي فرج و استغاثه به پيامبر (ص) و اميرالمومنين(ع) و بعد استغاثه به امام زمان(ع)است.

6- زيارت امام زمان(ع) در روز جمعه:

زيارتي است كه در روز جمعه(كه روز ظهور امام زمان(عج) خواهد بود) وارد شده است. در اين زيارت سلام‌هايي است متعدد كه همه حاوي صفات و خصايص و فضايل حضرت و گاهي حاوي دعا براي فرج و ديگر جوانب حضرت است و سپس ذكر صلوات آمده و دعا براي خود كه از منتظران و ياران و شهيدان و دوستان حضرت باشيم. بعد از آن خطاب به حضرت، درد دل و شكوايي داريم.

7- دعا براي حضرت در نيمه شعبان:

دعايي است كه در شب نيمه شعبان خوانده مي‌شود. در اين دعا خداوند را به حق مولود نيمه شعبان قسم مي‌دهد و القاب و فضايل حضرت و بعد صلوات بر حضرت آمده و دعا براي حضور در ظهورحضرت و از ياران آن حضرت بودن و در آخر صلوات بر ايشان و لعن بر دشمنان ايشان ذكر شده است.

8- دعا براي امام زمان(ع) در روز جمعه:

اين دعا در اصل صلواتي است كه در اعمال روز جمعه وارد شده است. ابتدا صلوات‌هايي بر پيامبر(ص) و اميرالمومنين(ع) و بعد صلواتي بر همه معصومين(ع) است. سپس صلوات بر امام زمان(ع) است و بعد دعا براي طول عمر حضرت و حفظ حضرت از انواع شرور و دعا براي رعيت و شيعيان حضرت به انواع مختلف و در آخر صلواتي بر پنج تن (ع) و امام زمان(ع) آمده است.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389| ساعت 5:11| توسط حمید بهدانی| |

آداب ماه صفر 
1- سزاوار است كه روز اربعين را روز اندوه خود دانسته و تلاش نمايد براى يك بار هم كه شده ، كنار مزارش او را زيارت نمايد.
2- مستحب است كه در پايان روز اربعين نيز مانند ساير روزهاى مهم از خداوند بخواهد حال و عمل او را اصلاح نموده و به حامى آن روز كه از معصومين عليه السلام مى باشد توسل جويد.
(روزهاى هفته كه هر كدام مربوط به معصومى عليه السلام مى باشد در آخر اين بخش خواهد آمد).
3- وفات پيامبر صل الله عليه و آله نيز در اين ماه واقع شده است ؛ سزاوار است در اين روز به گونه اى اندوهگين بوده و عزادارى نمايد كه شايسته اتفاق بزرگ اين روز و ناگواريهايى كه بعد از رحلت پيامبر صل الله عليه و آله رخ داده است ، باشد.
4- مستحب است كه در روز وفات پيامبر صل الله عليه و آله با زيارتهايى كه وارد شده يا با زيارتى كه خود با يارى خداوند مى سازد، او را زيارت نمود.
5- زيارت امام حسن مجتبى عليه السلام نيز در اين روز استحباب دارد، چرا كه شهادت او در همين روز است .
6- سزاوار است كه بر امام حسن عليه السلام درود فرستاده و قاتل او معاويه پسر ابى سفيان (لعنة اللّه عليه ) را لعنت نمايد.
(4)

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389| ساعت 5:7| توسط حمید بهدانی| |

 

از ابتدای خلقتم که نام تو بر پیشانی ام

حک شده بود چشم انتظار آمدنت بودم و

آرزوی دیدارت را داشتم و آنگاه که تو نامم

پرسیدی و کربلا شنیدی دریافتم که آمده ای

دلم گواهی می داد می مانی اما ماندنی

سخت که تا قیام قیامت مرا در سوز خود خواهد سوزانید.

ضمیرها را که برپا کردند دانستم که دیگر آمده ای

که بمانی و این همان سفر بی بازگشت

موعود است. طفل دلم بهانه می گیرد، به

دنبال تلنگری می گردد تا اشک خود را بر پهنه

وجودم جاری کند. من سکوت هزار و چهارصد

ساله ام را هر ظهر عاشورا با خش خشی

زمزمه دار برای تو بازگو می کنم و چشم انتظار آمدن

مهدی (عج) می مانم تا شاهد انتقامی با

شم که از دشمنانت خواهد گرفت.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم دی 1389| ساعت 20:32| توسط حمید بهدانی| |

 

...یا اسمع السامعین ...
..:: السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته ::..


سلام ...داشتم فکر می کردم که اولین پست رو با چی شروع کنم که زندگی نامه حضرت عباس (ع) بدستم رسید ،همین طور که  می خوندم، با توجه به اینکه برای خودم خیلی جالب بود ،و ایام محرم هم هست ‍،گفتم توی وبلاگ قرار بدم که ان شا الله دوستان هم استفاده کنند .

*زندگی نامه علمدار کربلا *
حضرت علی (ع) بعد از شهادت حضرت زهرا (س) به دلایلی با حضرت ام البنین ازدواج نمودند که عباس(ع) بزرگ ترین فرزند ام البنین می باشد و بعد از ایشان به ترتیب ،جعفر ،عبدالله و عثمان (1)،برادران این حضرت می باشند .
حضرت عباس (ع) در چهارم شعبان سال 26 هجری در مدینه متولد شد .حضرت علی (ع) او را در بغل گرفتند و اذان و اقامه را در دو گوشش قرائت نمودند و او را عباس (به معنای شیر درنده ) نام نهادند و لقب او را ابالفضل گذاردند .
حضرت علی (ع) اکثر اوقات قنداقه عباس را می گرفت و آستین لباس این کودک شیرخوار را بالا می زد و بازوی او را می بوسید و به شدت گریه می کرد .روزی حضرت ام البنین سبب گریه را از حضرت علی (ع) پرسیدند ؛حضرت فرمودند :عباس(ع) در یاری رساندن به برادرش حسین (ع) دستانش قطع می شود و من به خاطر آن روز گریانم .
حضرت عباس (ع) را قمر بنی هاشم نیز می نامیدند ،چون صورتش مانند ماه درخشان و وجیه المنظر بوده ! نوشته اند در شب تاریک صورتش چون ماه می درخشید !
او با دختر عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب که نامش لبابه و از قریش بود ،در بین سال های 40 تا 45 هجری ازدواج نمود و دو فرزند به نامهای عبیدالله و فضل از او باقی ماند .حضرت عباس (ع) 34 سال(2) عمر نمود ،او در صفین 15 تا 17 سال سن داشت .هنگام شهادت پدرش 18 سال داشت و و در واقعه کربلا 34 ساله بود .
روز عاشورا همین که صدای (هَل مِن ناصر ٍ )برادر را شنید ،فرمود : برادران کوچک من میل دارم شما زودتر از من سید و مولای خود را یاری کنید .آن ها هر یک به میدان رفتند و پس از درگیری تلفات زیادی به دشمن وارد آوردند و به قدر توانایی خود میراث شجاعت پدر را ابراز نمودند تا اینکه به شهادت رسیدند .
از جمله اوصاف حضرت عباس (ع) ،سپهسالاری ،علمداری و سقا بودن می باشد .او را از کودکی سقا می نامیدند .
حضرت ابالفضل (ع) در روز عاشورا به جهت رفع تشنگی فرزندان و اصحاب که در خیمه گاه بودند ،روانه نهر علقمه شد و همانجا بعد از اینکه مشک را آب نمود ،محاصره شد و دو دست نازنینش(3) از بدن جدا شد .سپس با ضربه عمود آهنین به سر مبارکش او را به شهادت رساندند .(4)

                           السلام علیک یا قمر بنی هاشم . 

               یا ابالفضل مددی

                              سلام بر دست بریده ات عباس جان ...
*توضیحات
1- در جایی نیز نام ایشان(عون) نیز ذکر شده است .
2- البته سن حضرت عباس (ع) را در جایی 38 سال نیز ذکر کردند .
3- دستان حضرت عباس (ع) در بیرون حرم آن حضرت به خاک سپرده شده که در حال حاضر بارگاه کوچکی نیز در آنجا موجود می باشد .
4- منبع :بر بال ملائک، تالیف محمودرضا ذکاوت (البته در چند جا به صورت مختصر از منابع دیگر هم استفاده شد)
5- اسپیکرها رو روشن کنید >> هر کی گرفتاری داره ،ذکر ابالفضل میگیره...نداره هیچ راه چاره ،ذکر ابالفضل میگیره...

حرف آخر : 
<< موج بر موج شکن خورده فقط می فهمد ...که چه بی تاب در این قاب سرودیم از تو ... >> 


یا حیدر مددی
.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم .


نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم دی 1389| ساعت 20:22| توسط حمید بهدانی| |















قالب رايگان وبلاگ پيچك دات نت